فروردین94
سلام دخمل طلاهام خوبید انشا... خوب خدا رو شکر فروردین امسال از 7ام تا خود سیزده بدر رو تبریز خونه ی آنا بودیم خدا رو شکر خیلی بهمون خوش گذشت ولی بعد از برگشتمون هر دوتون مریض شدین متاسفانه دکترتون برا مسافرت خارج از کشور بود متاسفانه این سری مریضیتون که حالا دکترا میگفتن ویروسیه دو هفته ایی طول کشید تو این دوهفته خیلی بهونه گیر و عصبی شدید بگذریم خدا رو شکر الان اوضاتون خیلی عالیه . حالا بریم سراغ عکسا... تولد مامان مهدیه بود عاشق این ژشتاتم سارایی اینجا دیگه مچتو گرفتم میخواستی آبو بریزی رو ثنا ثنا و پسر دایی سعید ...
نویسنده :
مامان مهدیه
17:33
تولد 3 سالگی
سلام عروسکای مامانی تولدتون مبارک یک سال دیگه بزرگتر و خانومتر شدید فدای شما دوتا فرشته هام بشم که برای تولدتون لحظه شماری میکردید خدا رو شکر مراسم امسال هم با خوبی و خوشی برگزار شد البته خیلی ساده ولی مهم این بود که شما شاد بودید واین برا من و بابایی دنیایی بود ... و اینم هدیه تولد مامان و بابا به قند عسلا مبارکتون باشه فرشته های نازنین. ...
نویسنده :
مامان مهدیه
12:09
عروسکای من 3سالگیتون مبارک
و امروز دوباره متولد میشوید وشمعها که سهم شماست از زندگی ستاره هایی که به مهمانی آمده اند و شکوفه هایی که دوباره خواهند شکفت و عطری که نصیب پروانه هاست و شما سهم من از تمام زندگی تولدتان هزاران بار مبارک.. ...
نویسنده :
مامان مهدیه
11:48






